کانون علامه جعفری(ره)سورشجان

متن مرتبط با «یک ماجرا به قافیه» در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان نوشته شده است

آقا سلام روضه ی مادر شروع شد

  • نیلوبلاگ

    آقا سلام روضه ی مادر شروع شد باران اشک های مکرر شروع شد آقا اجازه هست بخوانم برایتان؟ این اتفاق از دم یک در شروع شد تا ریشه های چادر خاکی مادرت آتش گرفت،روضه ی معجز شروع شد فریاد های مادر پهلو شکسته ات تا شد فشار در دو برابر شروع شد این ماجرا رسید به انجا که نیمه شب بی اختیار گریه  حیدر شروع شد وقتی رسید قصه به اینجای شعر من ایام خانه داری دختر شروع شد دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر یک ماجرا به قافیه"سر"شروع شد... ...

    ادامه مطلب
  • خدایی،خدا غریبه...

  • پناه می برم به خدا...

  • اللهم عجل لولیک الفرج

  • نیلوبلاگ

    انتظارش،انتظارم سیر کرد... آنکه میخواهد بیاید دیر کرد... تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن؟؟؟ "آمدن"رفتن"ندیدن"سوختن" اللهم عجل لولیک الفرج ...

    ادامه مطلب