کانون علامه جعفری(ره)سورشجان

متن مرتبط با «یاد دارم یک غروب سرده سرد» در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان نوشته شده است

بازهم غروب شد...

  • خدا دوست دارم...

  • خدایا دوستت دارم...

  • نیلوبلاگ

    گفتم:خدایا از همه دلگیرم... گفت:حتی من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند... گفت:پیش از من؟؟ گفتم:خدایا چقد دوری... گفت:تو یا من؟؟ گفتم:خدایا تنها ترینم... گفت:پس من؟؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم... گفت:از غیر من؟؟؟ گفتم:خدایا دوستت دارم گفت:بیش از من؟؟؟ ...

    ادامه مطلب
  • روز های کودکی یادش بخیر...

  • با یاد خدا دل ها ارام میگردد

  • ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

  • نیلوبلاگ

    یاد دارم یک غروب سرده سرد ، میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد دوره گردم کهنه قالی میخرم ، دست دوم جنس عالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم ، گر نداری کوزه خالی میخرم اشک در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول سال است نان در خانه نیست ، ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود ، اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید ، گفت اقا سفره خالی میخرید؟؟؟..!                      ...

    ادامه مطلب
  • اللهم عجل لولیک الفرج

  • نیلوبلاگ

    انتظارش،انتظارم سیر کرد... آنکه میخواهد بیاید دیر کرد... تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن؟؟؟ "آمدن"رفتن"ندیدن"سوختن" اللهم عجل لولیک الفرج ...

    ادامه مطلب