
زهرا برات بمیرم دوما و نیمه حالت وخیمه، خداكریمه ان شاءالله خوب شی ای روح امید، بانوی خورشید نكنه زهرا ، رو به غروب شی اگه شدی پیر، شدی زمین گیر نداری تقصیر، تقصیر من بود این همه غربت، غصه و محنت درد و مصیبت، تقدیر من بود افتادم از پا، میون غم ها وقتی كه زهرا، اشكاتو دیدم چی شده بی بی، گوشواره ای كه شب عروسی، هدیه خریدم داره می جوشه، غم توی سینم چی بگم از این، دل حزینم اون از لباسات، حالا كه دارم مقنعه هاتم ، خونی میبینم زهرا برات بمیر...
ادامه مطلب