کانون علامه جعفری(ره)سورشجان

متن مرتبط با «خنده خدا» در سایت کانون علامه جعفری(ره)سورشجان نوشته شده است

خدا جون ولنتاینت مبارک...

  • نیلوبلاگ

    خداوندا روزت مبارک... روز عشق را فقط میتوان به تو تبریک گفت... تو که عشقت آسمانیست... و ثمره عشقت آرامش است... تو که رنگ و بوی عشقت فرق می کند... و عشقت خالص و ناب است... تو بی حساب میدهی... بی دلیل توبه پذیری... بی توقع برکت میدهی... بی منت یاری میکنی... واقعا که تنها تو سزاوار کلمه عاشق هستی... عشقی که خالصانه به بنده ات تقدیم می کنی... دوست داشتن های ما بوی نیاز می دهند... عشقمان از روی هوس است تا محبت... دوست داشتنمان برای دل خودمان است... و توقع ...

    ادامه مطلب
  • خدا تپش دل ها

  • خدا دوست دارم...

  • تا خدا هست

  • نیلوبلاگ

    تا خدا هست دلت تنهــــا نیست اسیر لطف خدا باش که بی  خدا زندگی هرگز زیبا نیست ...

    ادامه مطلب
  • یا خدا!!منم سفر اینجارو میخوام...

  • خدایی،خدا غریبه...

  • خدایا دوستت دارم...

  • نیلوبلاگ

    گفتم:خدایا از همه دلگیرم... گفت:حتی من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند... گفت:پیش از من؟؟ گفتم:خدایا چقد دوری... گفت:تو یا من؟؟ گفتم:خدایا تنها ترینم... گفت:پس من؟؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم... گفت:از غیر من؟؟؟ گفتم:خدایا دوستت دارم گفت:بیش از من؟؟؟ ...

    ادامه مطلب
  • پناه می برم به خدا...

  • با یاد خدا دل ها ارام میگردد

  • خدایا شکرت...

  • خنده خدا...

  • نیلوبلاگ

    صدای خنده خدا را میشنوی؟؟ دعاهایت را میشنود به آنچه محال می پنداری می خندد... ...

    ادامه مطلب
  • خدا ارام جان من است...

  • ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

  • نیلوبلاگ

    یاد دارم یک غروب سرده سرد ، میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد دوره گردم کهنه قالی میخرم ، دست دوم جنس عالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم ، گر نداری کوزه خالی میخرم اشک در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول سال است نان در خانه نیست ، ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود ، اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید ، گفت اقا سفره خالی میخرید؟؟؟..!                      ...

    ادامه مطلب
  • خدایا تو اگر نباشی...

  • نیلوبلاگ

    خدایا تو اگر نباشی... به که میتوان گفت حرف هایی که به هیچ کس نمیتوان گفت؟؟؟ مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه ای همراهند... عده ای تا مرز مال...، عده ای تا مرز جان...، و همگان تا مرز این جهان...، تنها تویی که همواره می مانی.... بــمــان... ...

    ادامه مطلب
  • چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    روزی مجنون از سجاده ی شخصی عبور کرد... مرد نماز را شکست و گفت: مردک!در حال راز و نیاز با خدا بودم.. تو چگونه این رشته را بریدی؟؟؟!! مجنون لبخندی زد و گفت: عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم.. چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟؟؟ ...

    ادامه مطلب
  • خدایا....!!!

  • نیلوبلاگ

    خدایا....!!! زندگی ام مانند پسر بچه ایست که گریه کنان به مادرش می گفت: هم میزنی هم میگویی گریه نکن...؟ ...

    ادامه مطلب
  • خدایا نوازشت را از ما مگیر...

  • نیلوبلاگ

    خدایا... بدون نوازش های تو میان دست های زندگی مچاله می شویم نوازشت را از ما مگیر... ...

    ادامه مطلب
  • خدایا..

  • مجنون و خدا...

  • نیلوبلاگ

    یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست   عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود   گفت :یارب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای   خسته ام زین عشق،دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن   مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو،من نیستم   گفت:ای دیوانه لیلایت منم در رگت پنهان و پیدایت منم   سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی...   ...

    ادامه مطلب