
رسید عید و دلها شاد و خرم همه در فکر دیدارند با هم همه آماده اند سفره بچینند به فکر سفره های هفت سینند منم در سفره دارم هفت سین را ولی توام شده با داغ زهرا بود سین نخستین ،سیلی کین به روی مادرم با دست سنگین ببین بر سفره سین دومم را که سویی نیست در چشمان زهرا بگویم سین سوم تا بسوزی که مادر سوخت بین کینه توزی ازین ماتم دل حیدر غمین است که سین چهارمم سقط جنین است به روی سفره سین پنجم این است سر سجاده اش زینب حزین ...
ادامه مطلب
زهرا برات بمیرم دوما و نیمه حالت وخیمه، خداكریمه ان شاءالله خوب شی ای روح امید، بانوی خورشید نكنه زهرا ، رو به غروب شی اگه شدی پیر، شدی زمین گیر نداری تقصیر، تقصیر من بود این همه غربت، غصه و محنت درد و مصیبت، تقدیر من بود افتادم از پا، میون غم ها وقتی كه زهرا، اشكاتو دیدم چی شده بی بی، گوشواره ای كه شب عروسی، هدیه خریدم داره می جوشه، غم توی سینم چی بگم از این، دل حزینم اون از لباسات، حالا كه دارم مقنعه هاتم ، خونی میبینم زهرا برات بمیر...
ادامه مطلب
خدایا... بدون نوازش های تو میان دست های زندگی مچاله می شویم نوازشت را از ما مگیر... ...
ادامه مطلب