
آهسته می شوید یگانه همسرش را با آب زمزم آیه های کوثرش را آهسته میشوید غریب شهر یثرب پشت و پناه وتکیه گاه و یاورش را تنها کنار نیمه های پیکر خود می شوید امشب نیمه های دیگرش را آهسته می شوید مبادا خون بیاید آن یادگاریهای دیوار و درش را پی می برد آن دستهای مهربانش بی گوشواره بودن نیلوفرش را می گوید اما باز مخفی می نماید با آستینی بغضهای حنجرش را در خانهی او پهلوی زهرا ورم کرد حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را ...
ادامه مطلب
زهرا برات بمیرم دوما و نیمه حالت وخیمه، خداكریمه ان شاءالله خوب شی ای روح امید، بانوی خورشید نكنه زهرا ، رو به غروب شی اگه شدی پیر، شدی زمین گیر نداری تقصیر، تقصیر من بود این همه غربت، غصه و محنت درد و مصیبت، تقدیر من بود افتادم از پا، میون غم ها وقتی كه زهرا، اشكاتو دیدم چی شده بی بی، گوشواره ای كه شب عروسی، هدیه خریدم داره می جوشه، غم توی سینم چی بگم از این، دل حزینم اون از لباسات، حالا كه دارم مقنعه هاتم ، خونی میبینم زهرا برات بمیر...
ادامه مطلب