خرید بک لینک

درباره سایت

کانون علامه جعفری(ره)سورشجان

خدایا..؟؟؟!!! حلالم کن . . . . . . الو سلام.... خدا ؟؟؟....... . . الو... سلام کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟پس چرا کسي جواب نميده؟ يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رودوست نداشته باشه؟گفت :اصلا اگه نگي خداباهام حرف بزنه گريه ميکنما...بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلندگريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو روخدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد... خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.

دانلودش کنید عالیه

سیب سرخی

اسمون رنگ غربت گرفته ....

دانلود

برچسب: سیب سرخی اسمون رنگ غربت گرفته ,اسمون رنگ غربت گرفته , نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: چهارشنبه 30 ارديبهشت 1394 ساعت: 21:11

برچسب: نوروزتان فاطمی, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: سه شنبه 19 اسفند 1393 ساعت: 14:03

برچسب: یا فاطمه زهرا(س), فاطمه زهرا(س), نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: سه شنبه 19 اسفند 1393 ساعت: 14:02

      

رسید عید و دلها شاد و خرم

همه در فکر دیدارند با هم

همه آماده اند سفره بچینند

به فکر سفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سین را

ولی توام شده با داغ زهرا

بود سین نخستین ،سیلی کین

به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را

که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی

که مادر سوخت بین کینه توزی

ازین ماتم دل حیدر غمین است

که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم این است

سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه

ششم سین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین اخر

بود آن سینه ی مجروح مادر..

برچسب: رسید عید و دلها شاد و خرم,توام شده با داغ زهرا,سیلی کین,دست سنگین,سویی نیست در چشمان زهرا, مادر سوخت بین کینه توزی,سقط جنین,سر سجاده اش زینب حزین است, سوت و کور خانه,سینه ی مجروح مادر, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: سه شنبه 19 اسفند 1393 ساعت: 14:01

آقا سلام روضه ی مادر شروع شد

باران اشک های مکرر شروع شد

آقا اجازه هست بخوانم برایتان؟

این اتفاق از دم یک در شروع شد

تا ریشه های چادر خاکی مادرت

آتش گرفت،روضه ی معجز شروع شد

فریاد های مادر پهلو شکسته ات

تا شد فشار در دو برابر شروع شد

این ماجرا رسید به انجا که نیمه شب

بی اختیار گریه  حیدر شروع شد

وقتی رسید قصه به اینجای شعر من

ایام خانه داری دختر شروع شد

دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر

یک ماجرا به قافیه"سر"شروع شد...

برچسب: آقا سلام روضه ی مادر شروع شد,آقا اجازه هست بخوانم برایتان؟,فریاد های مادر پهلو شکسته ات,بی اختیار گریه,حیدر شروع شد,یک ماجرا به قافیه"سر"شروع شد, , نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: سه شنبه 19 اسفند 1393 ساعت: 13:47

برچسب: شاید این جمعه بیاید, خبر امد, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: جمعه 15 اسفند 1393 ساعت: 17:49

چه شد در بین کوچه که شد یاس....،

ارغوانی...

برچسب: بین کوچه,یاس,ارغوانی, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: جمعه 15 اسفند 1393 ساعت: 17:46

دوباره جمعه و چشم انتظارم...

برچسب: دوباره, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: جمعه 15 اسفند 1393 ساعت: 17:43

برچسب: بازهم غروب شد, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: جمعه 15 اسفند 1393 ساعت: 17:41

Image result for u202bدوباره جمعه و چشم انتظارمu202c

برچسب: کی شود تا انتقام سیلی زهرا(س)بگیرم, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: جمعه 15 اسفند 1393 ساعت: 17:37

دم آخر وصیتی دارم

ای علی جان به خاطرت بسپار 

نیمه شبها حسین دلبندم

با لب تشنه می شود بیدار

 

بار سنگین این وصیت را

از سر شانه ها ی من بردار 

قبل خوابیدنش عزیز دلم

ظرف آبی برای او بگذار

 

گریه کردم ز غربتش دیشب

تا سحر سوختم برای حسین 

با همین دست ناتوان امروز

پیرهن دوختم برای حسین

 

کفنش را به زینبم دادم

حرف های نگفته را گفتم 

چند ساعت برای دختر خود

فقط از رنج کربلا گفتم

 

گفتمش میوه دلم زینب

کربلا باش یار و یاور او 

ظهر روز دهم به نیت من

بوسه ای زن به زیر حنجر او

 

وقت افتادنش به روی زمین

چشم خود را ببند مثل خدا 

صبر کن دختر عقیله ی من

قهرمان بزرگ کرببلا

 

منبع:http://maktab-zakerin.blogfa.com

برچسب: وصيت حضرت زهرا(س),ای علی جان به خاطرت بسپار ,تا سحر سوختم برای حسین ,کفنش را به زینبم دادم,بوسه ای زن به زیر حنجر او, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1393 ساعت: 1:58

آهسته  می شوید یگانه همسرش را

با آب زمزم آیه های کوثرش را 

آهسته میشوید غریب شهر یثرب

پشت و پناه وتکیه گاه و یاورش را

تنها کنار نیمه های پیکر خود

می شوید امشب نیمه های دیگرش را 

آهسته می شوید مبادا خون بیاید

آن یادگاریهای دیوار و درش را

پی می برد آن دستهای مهربانش

بی گوشواره بودن نیلوفرش را 

می گوید اما باز مخفی می نماید

 با آستینی بغضهای حنجرش را

در خانه ی او پهلوی زهرا ورم کرد

حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را 

با گریه های دخترانه زینب آمد

بوسد کبودی های روی مادرش را

برشانه های آفتابی اش گرفته

مهتاب هجده ساله ی پیغمبرش را 

دور از نگاه آسمانها دفن میکرد

در سرزمینهای سؤالی همسرش را

منبع:http://maktab-zakerin.blogfa.com

برچسب: حضرت زهرا(س) , تغسيل,آهسته,می شوید یگانه همسرش را ,آهسته می شوید مبادا خون بیاید,آن یادگاریهای دیوار و درش را,حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را , مهتاب هجده سالهی پیغمبرش را, , نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1393 ساعت: 1:52

حضرت زهرا(س)

دوباره شب شد و سر درد دارد

بمیرم باز مادر درد دارد 

پس از فصل پر از غم یک سخن گفت:

عزیزم زخم بستر درد دارد 

نباید دست زد بر عضوهایش

که آیه آیه کوثر درد دارد 

شبی آهی کشید و زیر لب گفت:

خدایا مرگ کمتر درد دارد 

من از گودی چشمانش گرفتم

که زخم دیده ی تر درد دارد

حسن تب دارد و در خواب گوید:

نزن سیلی ستمگر درد دارد 

پریشان باش ای گیسو چو بختم

که دیگر دست مادر درد دارد 

 

منبع:http://maktab-zakerin.blogfa.com

برچسب: حضرت زهرا(س),بمیرم باز مادر درد دارد ,نزن سیلی ستمگر درد دارد ,دست مادر درد دارد , نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1393 ساعت: 1:50

به جز فاطمیه دیگه نمیشه در مورد حجاب حرف زد.....

برای دانلود کلیک کنید

برچسب: فاطمیه,دانلود کلیپ صوتی در مورد حجاب, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1393 ساعت: 14:03

زهرا برات بمیرم

دوما و نیمه

حالت وخیمه، خداكریمه

ان شاءالله خوب شی

ای روح امید، بانوی خورشید

نكنه زهرا ، رو به غروب شی

اگه شدی پیر، شدی زمین گیر

نداری تقصیر، تقصیر من بود

این همه غربت، غصه و محنت

درد و مصیبت، تقدیر من بود

افتادم از پا، میون غم ها

وقتی كه زهرا، اشكاتو دیدم

چی شده بی بی، گوشواره ای كه

شب عروسی،  هدیه خریدم

داره می جوشه، غم توی سینم

چی بگم از این، دل حزینم

اون از لباسات، حالا كه دارم

مقنعه هاتم ، خونی میبینم

زهرا برات بمیرم

چی بگه حیدر،  از دل مضطر

شكوندن آخر،  پشت علی رو

غلاف و بازو،  لگد و پهلو

لرزش زانو ، كشته علی رو

دلم وآذُرد، دیگه علی مرد

وقتی چشمام خورد،  به زخم گونه ات

آهی كشیدم،  وقتی كه دیدم

یه تار موی،  سوخته رو چوپه

اشكت می باره، مثل ستاره

چشات دوباره،  ابر بهاره

اگه مغیره،  بهم نخنده

پس كی بخنده ، عیبی نداره

قنفذ همیشه ، با علی لج بود

این روزا واست،  روز فرج بود

دیگه گذشته است ، این حرفا اما

كاش نوك مسمار،  یه ذره كج بود

زهرا برات بمیرم

عمرت شده كم،  قدت شده خم

غم دو عالم،  به جونت اُفتاد

سرخی چشمات، نم نم اشكات

تاول دستات،  خجالتم داد

آروم نداری،  دل بیقراری

چادر می ذاری ، حتی تو خونه ات

صد دفعه مردم،  وقتی كه دیدم

رد یه دست ه ، به روی گونه ات

از بعد كوچه ، دیگه بریدی

چرا اُمیدی،  توی نگات نیست

حدس زده بودم،  خون مردگیه

چشات برایه ،  كم خوابیات نیست

ببین چه درد و غمی كشیدم

امیدم این بود،  بدی امیدم

تا جلو چشمات ، تابوت و دیدی

بعد یه چند وقت،  خندتو دیدم

زهرا برات بمیرم

حتما گوشش بدین

برای دانلود کلیک کنید

برچسب: زهرا برات بمیرم,ای روح امید, بانوی خورشید,چی بگه حیدر,از دل مضطر,عمرت شده كم,قدت شده خم,از بعد كوچه , دیگه بریدی, نویسنده: وحیدحیدری تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1393 ساعت: 13:58

صفحه بندی